اجتماعییادداشت

طلاق؛ زخمی که بر جان می‌ماند طلاق تنها یک امضا نیست؛ فرو ریختن رویاها و امنیتی است که روزی ستون زندگی بود. جدایی گاه ناگزیر است، اما زخمش بر روح زن و مرد تا سال‌ها باقی می‌ماند.

به گزارش پایگاه خبری روزنگار البرز؛

طلاق در نگاه اول شاید پایانی بر یک زندگی مشترک ناموفق باشد؛ تصمیمی برای رهایی از تنش‌ها، اختلاف‌ها و روزهای تلخ. اما واقعیت این است که طلاق فقط یک امضای ساده زیر برگه‌ی جدایی نیست؛ لرزشی عمیق در بنیان روح، روان و حتی موقعیت اجتماعی زن و مرد است. هرچند گاهی جدایی اجتناب‌ناپذیر است، اما نباید از آسیب‌هایی که پس از آن دامنگیر هر دو طرف می‌شود چشم‌پوشی کرد

نخستین و عمیق‌ترین ضربه‌ی طلاق، آسیب روانی است. زن و مرد هر دو با احساس شکست روبه‌رو می‌شوند؛ شکستی در ساختن زندگی مشترک، در اعتماد، در رویاهایی که با هم ساخته بودند. بسیاری از مردان پس از طلاق دچار احساس تنهایی شدید می‌شوند. آن‌ها معمولاً کمتر درباره احساسات خود صحبت می‌کنند و همین موضوع می‌تواند به افسردگی پنهان، خشم فروخورده یا حتی رفتارهای پرخطر منجر شود.

در مقابل زنان نیز با موجی از اضطراب، ناامنی و ترس از آینده مواجه می‌شوند. به‌ویژه اگر سال‌ها نقش همسر و مادر را در اولویت قرار داده باشند، پس از طلاق ممکن است احساس بی‌هویتی یا کاهش ارزشمندی کنند. خاطرات زندگی مشترک، مقایسه‌ی خود با دیگران و نگرانی از قضاوت اطرافیان می‌تواند فشار روانی سنگینی ایجاد کند

یکی از جدی‌ترین چالش‌های پس از طلاق، مسائل مالی است. مردان معمولاً با تعهدات مالی مانند مهریه، نفقه یا هزینه‌های فرزند روبه‌رو می‌شوند. این فشار اقتصادی می‌تواند استرس مزمن ایجاد کند و حتی موقعیت شغلی یا تمرکز کاری آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. برخی مردان برای جبران هزینه‌ها مجبور به کار بیش از حد می‌شوند که این مسئله به فرسودگی جسمی و روحی می‌انجامد.

از سوی دیگر بسیاری از زنان پس از طلاق با ناامنی اقتصادی مواجه می‌شوند، به‌خصوص اگر پیش از آن شغل ثابت یا درآمد مستقل نداشته باشند. ورود دوباره به بازار کار، آن هم در شرایط روحی نامساعد، آسان نیست. نگرانی از تأمین مخارج زندگی و آینده فرزندان می‌تواند اضطراب دائمی ایجاد کند

در برخی فرهنگ‌ها، نگاه منفی به افراد مطلقه همچنان وجود دارد. زنان بیش از مردان در معرض قضاوت‌های اجتماعی قرار می‌گیرند. ممکن است با برچسب‌هایی ناعادلانه روبه‌رو شوند یا در روابط اجتماعی و حتی فرصت‌های شغلی محدودیت‌هایی را تجربه کنند. این نگاه می‌تواند اعتمادبه‌نفس آنان را کاهش دهد و حس انزوا ایجاد کند

مردان نیز از قضاوت‌ها در امان نیستند. گاهی آن‌ها به بی‌مسئولیتی یا ناتوانی در حفظ خانواده متهم می‌شوند. همچنین ممکن است در ارتباط با فرزندان خود با محدودیت‌هایی مواجه شوند که این مسئله احساس فقدان و اندوه عمیقی به همراه دارد.

طلاق اغلب بر توانایی اعتماد کردن دوباره تأثیر می‌گذارد. مردان ممکن است پس از تجربه‌ی شکست، از تعهد جدی بترسند یا در روابط بعدی محتاط و سرد باشند. این بی‌اعتمادی می‌تواند مانع شکل‌گیری یک رابطه سالم شود.
زنان نیز ممکن است به دلیل ترس از تکرار تجربه‌ی تلخ گذشته، سخت‌گیرتر یا بدبین‌تر شوند. خاطرات دردناک و مقایسه‌ی شریک جدید با همسر سابق، گاهی اجازه نمی‌دهد رابطه‌ای تازه بدون سایه‌ی گذشته شکل بگیرد.

استرس طولانی‌مدت ناشی از طلاق می‌تواند سلامت جسمی را نیز تهدید کند. بی‌خوابی، کاهش یا افزایش وزن، مشکلات گوارشی و ضعف سیستم ایمنی از پیامدهای شایع هستند. مردان ممکن است برای فرار از فشار روحی به مصرف سیگار یا الکل روی آورند و زنان ممکن است دچار اختلالات اضطرابی یا حملات پانیک شوند

طلاق گاهی راه‌حلی برای پایان دادن به یک زندگی ناسالم است، اما به‌هیچ‌وجه راهی بی‌هزینه نیست. هم مرد و هم زن پس از جدایی با چالش‌های روانی، اقتصادی، اجتماعی و حتی جسمی مواجه می‌شوند. درک این آسیب‌ها به معنای نفی ضرورت طلاق در شرایط بحرانی نیست، بلکه تأکیدی است بر اهمیت تلاش برای حل اختلاف‌ها، مراجعه به مشاوره و تصمیم‌گیری آگاهانه. زیرا هر جدایی، زخمی است که اگرچه ممکن است التیام یابد، اما جای آن تا سال‌ها بر روح انسان باقی می‌ماند.

نویسنده: زهرا سادات علوی کارشناس آسیب‌های اجتماعی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا