
اشک و ارادت در خانه دلها؛ هیأتی که بانوان ساختند و نسلبهنسل ادامه دادند در دل یکی از محلههای قدیمی، هیأت عزاداری زنانه با قدمتی بیش از سه دهه، هر ساله از اول محرم تا سیزدهم با شور و اشک بانوان و کودکانشان برپا میشود؛ سنتی از دل ایمان که با مدیریت خانم منیژه صنمی از سال ۱۳۷۳ آغاز شد و هنوز گرم و زنده است.
ظهرهای محرم در این خانه بوی غذای گرم نذری و اشک میدهد. در حیاطی کهنه اما پر از صفا، صدای “یا حسین” با همهمه کودکان و بانوان در هم میآمیزد. سال ۱۳۷۳ بود که خانم منیژه صنمی تصمیم گرفت خانهاش را وقف عزای امام حسین(ع) کند. امروز بعد از ۳۰ سال، این هیأت زنانه نهتنها پابرجاست، بلکه به پناهگاهی معنوی برای نسلهای مختلف تبدیل شده است
هیأتی زنانه با ستونهای ثابت
بیشتر شرکتکنندگان این هیأت بانوانی هستند که از سالهای نخست در مراسم حضور داشتهاند. چهرههای آشنا، دوستیهای قدیمی و اشکهای همدلانه حال و هوایی صمیمی و خاص به این مجلس دادهاند. کودکان دیروز، امروز با فرزندان خود پا به هیأت میگذارند. اینجا جایی است که سنت و ارادت دستبهدست منتقل میشود.

مصاحبه با خانم منیژه صنمی – مؤسس هیأت:
سؤال: چه چیزی باعث شد این هیأت دیوانگان حسین را راهاندازی کنید؟
خانم صنعمی: در سال ۷۳، دلم برای یک مجلس زنانه تنگ شده بود که بچههایم هم در آن راحت باشند. با خودم گفتم اگر از خانهام شروع کنم، شاید دلهایی آرام شود. به لطف خدا، همان سال اول استقبال خیلی خوبی شد.
سؤال: چرا فکر میکنید این هیأت بعد از این همه سال هنوز پابرجاست؟
خانم صنعمی: اخلاص خانمها، همه با دل میآیند؛ ما نه دنبال دیدهشدن بودیم، نه شهرت. فقط میخواستیم برای امام حسین(ع) کاری کرده باشیم. هر سال هم با کمک همین بانوان، غذا میپزیم و نذری میدهیم، از روز اول تا سیزدهم.
سؤال: آیا تغییری در حالوهوای هیأت در این سالها احساس کردهاید؟
خانم صنعمی: نسلها عوض شدهاند، ولی عشق به امام حسین(ع) همان است. بچههایی که با مادرهایشان میآمدند، حالا خودشان مادر شدهاند؛ این تداوم، دلگرمکننده است.
بوی نذری و نوای روضه در خانهای پرخاطره
هر سال، از اول تا سیزدهم محرم، دیگهای نذری در حیاط برپا میشوند. بانوان محله با دل و جان کمک میکنند؛ یکی برنج میپزد، دیگری چای دم میکند و دیگری بچهها را سرگرم نگه میدارد. اینجا فقط یک هیأت نیست، یک خانواده است.

حس خبرنگار از مراسم:
وارد خانه که میشوی، انگار پا به گذشته گذاشتهای؛ خانهای قدیمی، اما پر از زندگی و نور. صدای روضهخوانی در پسزمینه، چای داغ در استکانهای کمر باریک و چهرههایی که گویی سالهاست یکدیگر را میشناسند. اینجا، اشکها بیپروا جاری میشود و قلبها در یک ضربآهنگ میتپند: لبیک یا حسین.
تماشای کودکانی که زیر چادر مادرانشان بازی میکنند و در عین حال با لحن کودکانه «یا حسین» میگویند، چیزی جز امید برای آینده این فرهنگ به دل آدم نمیآورد.

فرناز فتحی سرابی مدیرمسئول پایگاه خبری روزنگار البرز



